شیر پیر همه حیوانات را جمع کرده است و سخنانش را اینگونه آغاز می کند:
امروز می خواهم درباره موضوع مهمی حرف بزنم! بدون مقدمه می گویم که باید ببینیم ما داریم به کجا می رسیم؟! چگونه خوی انسانی ما دارد بیدار می شود و چگونه آرامش را از همه ما گرفته است؟!!
شما همه مرا می شناسید و به من اعتماد دارید. بگذارید برایتان بگویم که من از انسان ها چه می دانم که شما نمی دانید. بگذارید قضیه را برایتان روشن کنم و بعد با هم تصمیم بگیریم.
قانون ما این بود که برای رفع گرسنگی هر کسی اجازه دارد یک حیوان دیگر را شکار کند. ولی نه در یک سیستم داوطلبانه. ببینید، ما باید همه تلاشمان را بکنیم که خوراک حیوان دیگری نشویم. به این می گویند عشق به حیات و وظیفه همه ما همین است. اما خوب می دانید که هیچ یک از ما حق ندارد هم نوع خودش را شکار کند! این یک تجاوز انسانی است! ما در گذشته از این بدعت ها نداشتیم. اما شنیده ام که تازگی ها در بعضی جاها دارد این اتفاق می افتد! ضمناً وقتی که کسی سیر می شود حق ندارد زیاده خواهی بکند. گفتیم شکار یک حیوان دیگر فقط برای رفع گرسنگی است. اینجا کسی از کسی زهر چشم نمی گیرد. ما قدرت و شکوهمان را نمی خواهیم به کسی ثابت کنیم! چرا اجازه می دهید انسان درونتان بیدار شود و جاه طلبیتان شما را وادار به اعمال زشت کند؟!
ما می دانیم که انسان ها برای به دست آوردن قدرت بیشتر و برای تجملات بیهوده همنوعان خودشان را می کشند. و شنیده ایم که آنها حتی برای برآوردن نیازهای طبیعیشان به هر عملی دست می زنند. شنیده ایم که آنها بر سر چیزهایی که در ذهنشان می گذرد و اسمش را گذاشته اند عقیده با هم می جنگند! خونریزی می کنند. آنها موجودات زیاده خواهی هستند. و شنیده ایم که از دیگران انتظار دارند یا مثل آنها بیاندیشند و یا نباشند!!!
آنها دنیا را مرزبندی کرده اند و آسایش را از یکدیگر گرفته اند. اما می دانید که این چیزها در بین ما معنایی ندارد. تا وقتی که آنها نبودند و زندگی ما را به خطر نیانداخته بودند، ما در صلح و آرامش زندگی می کردیم. اینطور نیست؟! و تازگی ها می بینیم که این عادات انسانی دارد در ذهن های شما ریشه می زند! چرا می گذارید انسانیت بر روح شما غلبه کند؟!
چیزهای بدتری هم هست. جدیداً بعضی حیوانات دوستی های عجیب انسانی با هم پیدا کرده اند. از وقتی سگ ها و گربه های بی غیرت پا به خانه های انسان ها گذاشتند، و اخبارش به شماها رسیده، شنیده ام عمل زشتی به نام عشق مرتکب می شوید! چیزی که اینجا معنایی ندارد و به خاطر آن عجیب ترین داستان ها و غم انگیزترین حوادث تاریخ انسانیت رخ داده است! من مطالعه زیادی روی انسان ها داشته ام. و به این نتیجه رسیده ام که ما داریم هویتمان را از دست می دهیم. کم مانده است که خیلی از ما گوشتخواران را با شعارهای پوچ علفخوار کنند! شعارهایی که نتیجه اش جز جنگ و خونریزی و تجاوز به حقوق و آزادی دیگران نبوده است...
از همه شما خواهش می کنم که خوی انسانی را در خودتان بکشید!
Comments
(5 total)خیلی متن خوبی بود
.
.
.
.
آدم ها هیچ وقت سیر نمی شوند. خدایا،چقدر نان لازم است تا آدمی سر شود؟ چقدر
Friday September 5, 2008 - 04:32pm (IRST)
ghashang bood, vaghean age ye rooz en heyvoona harf bezanan che chizaee az adama migana :D yani adamha bad tar az heyvanat shodan!! :( jaleb bood.
Friday September 5, 2008 - 01:08pm (EDT)
:)
cheghad khub tunesti ye dastane kutah az zabune heyvanat benvisi!
khube modir jan! edame bede! ma montazerim :D
rasti fek mikoni farda shab football chand chand she?!?! :P :D
Saturday September 6, 2008 - 12:00am (IRST)
khoye ensani!!!ta hodode ghabool daram vaje khoye heyvani mitone ba khoye heyvani ieki bashe...che basa ensanha ham age ghazaie kafi nadashte bashan baraye bagha bejoone ham mioftan....movafaght bashi.
Saturday September 6, 2008 - 03:39pm (IRST)
خیلی جالب بود
Saturday September 6, 2008 - 11:33am (PDT)